میلم کشیده مژده ی مهمانی ام دهند
جایی کنار یار خراسانی ام دهند
این بار میروم که بخواهم زمحضرش
یکبار هم اقامت طولانی ام دهند
عطر بهشت بوی خوش حضرت رضاست
از عطر او ترنم رضوانی ام دهند
باید ز گرمی نفس یار بهره برد
تا بارقه ز نفحه ی رحمانی ام دهند
یا لایق نگاه کریمانه ام کنند
یا لایق بصیرت ایمانی ام دهند
باید دل از دو رنگی و از کافری برید
تا اهل بیت رنگ مسلمانی ام دهند
وقتی عزیز فاطمه همسفره ی گداست
سامان چنین به بی سر و سامانی ام دهند
دنیا به اعتبار رضا می شناسدم
گر انتصاب شیعه ی ایرانی ام دهند
کارم اگر به مهر رضا با صفا شود
تا سال بعد نامه ی نورانی ام دهند
ما را ز گریه منصب منا شدن رسد
برتر ز شان و رتبه ی سلمانی ام دهند
صبح و مسا به کرب و بلا گریه می کنم
شاید جواز یاری میدانی ام دهند
جان مرا برای رضا آفریده اند
روزی رسد اجازه ی قربانی ام دهند
دل کبوترات شده بازم هوایی / مقصد این دیوونه ها گنبد طلایی
خدا شکر که آقا باز دوباره گداها و نوکراشو دعوت کرده آخر سالی برا مزد دادن (24 ام اسفند۸۹ تا سوم یا هفتم...)، قراره موقع سال تحویلم پیشش بمونیم اگه اذن بدند و لایق باشیم به امید اینکه آقا عیدی های مشتی بهمون بده!
در جوار ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا گوتون خواهم بود
حلالم کنید رهبر و انقلاب روهم تنها نذارید ![]()
یاعلی خداحافظ....

